حال باید دید مقصودمان از پرسیدن دربارهی مفهوم زندگی چیست. «مفهوم» از مفعول میآید و ریشهاش «فهم» است. پس معنی میدهد «آنچه فهم میشود». در نتیجه «مفهوم زندگی» یعنی «آنچه از زندگی فهم میشود».در این صورت ما قبلا مشخص کردیم که مفهوم زندگی چیست. اما وقتی ما از مفهوم زندگی بحث میکنیم، اصطلاحا مقصودمان معنا، هدف و ارزشهای مطرح در زندگی است، نه آنچه از زندگی فهم میشود.
با توجه به آنچه از «زندگی» و «مفهوم» از نظر کاربرد کلمه مشخص شد، میتوان به تعیین «مفهوم زندگی» پرداخت. و چون نمیخواهم مطلب را با توضیح ایدهها، مکتبها و نگاههای موجود که این مسأله را توضیح میدهند طولانی کنم، یک راست به سراغ بیان فهم خود از «مفهوم زندگی» در کاربرد اصطلاحیاش میروم.
زندگی ما از بدو تولد آغاز میشود و همچنین ماهیت ما. هیچ مفهوم یا معنای از قبل تعیین شده برای انسان وجود ندارد. ما مفهوم زندگی را با زندگی درک میکنیم. همان حال که ماهیت ما در حال شکلگیری است، مفهوم زندگی ما نیز شکل میگیرد. در این بین عوامل بسیاری وجود دارند که این ماهیت و در ادامهی آن مفهوم زندگیها را جهت میدهند. عواملی همچون فرهنگها، خرده فرهنگها، رسانهها و اتفاقاتی که در طول زندگی میافتند. این عوامل باعث میشوند ارزشها و معناهای مشترکی در بین مردم ایجاد شود که برخی را بر آن میدارد که یک مفهوم واحد وجود دارد که رستگاری در تمسک به آن است. اما جدا از این عوامل که تأثیری عمیق دارند، عوامل شخصی و درونی هر کس مفهومی ویژه را برای او ایجاد میکند که هیچ کسی جز او آن را درک نمیکند. او با تمسک به این مفهوم و معنای ویژه، خود را در شبه جزیرهای قرار میدهد که دارای راه ارتباطی محدود است. یعنی برخی از ارتباطاتش را به خاطر برخی ویژگیهایش محدود میکند. گاهی بخشی از مفهوم زندگی ما در خلوت ما شکل میگیرد و در همان خلوت باقی میماند. یک فعالیت هنری، یک عادت غریب و یا یک آلبوم عکس میتواند بخشی از مفهوم زندگی ما را تشکیل دهد. پس مفهوم زندگی هر کس شامل دو بخش شخصی و اجتماعی است که با هم معنای زندگی او را تشکیل میدهند. گاهی این مفهوم به صورت کاملا ناآگاهانه در انسانها وجود دارند به طوری که خود او از آن بیخبر است؛ تا وقتی که آن را از دست میدهد. آنگاه است که دچار خلاء میشود و حتی دست به خودکشی میزند.
در پایان، مطلب را با شعری از سهراب به پایان میبرم که به نظرم یکی از بهترین مفهومهای زندگی است که من توانستم با آن ارتباط برقرار کنم.
زندگی خالی نیست. مهربانی هست. سیب هست. ایمان هست. آری، آری. تا شقایق هست زندگی باید کرد.

